خرید بک لینک

وب ابزار
ابزار وبلاگ و سایت

پارس استارت
آگهی فارس
آگهی فارس؛نیازمندیهای رایگان؛استخدام

نیازدار
نیازمندی ها|ثبت رایگان آگهی

سئو تست
سئو تست ابزار حرفه ای سئو

سئو آمار
سئو آمار مرجع بزرگ سئو و بهینه سازی سایت

آگهی سازان
آگهی رایگان و فروش کالا

نیاز فارسیر
نیازمندی و آگهی رایگان


شعاع اندیشه
اسدالله الغالب علی بن ابیطالب علیه افضل الصلاه و السلام

بنام تو که جز نام تو نامی نماند بجای

اسدالله الغالب علی بن ابیطالب علیه افضل الصلاه و السلام

خلقتی شگرف از جنس آدمی با نگارستانی از کمال تا به آسمانه وصال .

عقل ادمی متحیر است از این خلقت که دژخیم پارسایش دانست و دوستدار راستین همواره در اتش فراغش بسوخت .. قلمها در وصفش سالیانی دیرینه قلمفرسائی کرده اند اندیشمندان کوچک وبزرگ در وصف احوالش متحیر مانده اند ؛؛ هر چند برکهنگی تاریخ افزون گشت اما بزرگان اندیشمند در کشف الاحوال این ناب ترین امام تشیع عاجزتر از هر وقت دیگری خستو گری را برگزیده اند .. علمای تسنن از فرط بی علاجی به دامان معرفتش چنگ زده اند هرچند از سفره گسترده اش بهره ها برده اند لیک نیش دندانی نیز بر دوستدارانش کشیده اند.

اوست صاحب دوتیغ گران که تیغی به هماورد میدان نبرد بداشت وتیغی به نبرد باابلیس . او هرگز به هر دو رزمگاه پشت نکرد ..

اوست مالک شمشیری که جز او احدی یارای برافراشتنش نبود. ذوالفقارش انچنان شهرتی درمیدانهای نبرد از آن خود کرده بود که به هنگام جهاد هنگامه ای هولناک بر روح و روان جنبندگان نبرد مستولی میشد . دوتیغ شمشیرش در دو رزمگاه ؛میدان نبرد و میدان علم و فضیلت انچنان همرونی و همسازی ویژه ای داشت که عملا همسانی در هردو میدان برای او وجود نداشت.

چالشگران میدان علم و میدان نبرد هرگز به رزمگاهش وارد نمیشدند. زهدش شهرت آفاق بود دانسته هایش همواره وتا به کنون از ناب ترین سرمایه های بشری بشمار می آیند . او کسی بود که هر آرمانگرائی را مدهوش فضائل و ومحسنات خود میکرد . عدالتش زبانزد خلق؛ شجاعتش بی همتا ،علم وفضیلتش اعجازآور ، به هنگام خطابه شنوندگان وحاضرین انچنان خاموش و بی فروغ میگشتند گو اینکه برجای میخکوب شده اند . خطبه هائی اعجاز آور درادبیات عرب از خود بجای گذارد که تا بکنون نیز احدی از فضلای عرب قادر به ایراد چنین خطابه هائی نیستند خطبه هائی همچون خطبه بدون نقطه و خطبه بدون الف ..

اسدالله الغالب علی بن ابیطالب جاذبه اش آنچنان بود که دوستدار واقعی اش همواره به عشقش وفادار میماند ودافعه اش آنچنان منافقان را برجای خود مینشاند که هرگز جرات بسامدی بر تجاوز در قلمروش را نداشتند.

اسدالله الغالب علی بن ابیطالب هرگز بتی را نپرستید هرگز دشنامی برزبانش جاری نشد حتی در سهمگین ترین نبردها هرگز خشمگین نشد ؛ هرگز ظلمی از وی بروز نکرد ولو به برداشتن دانه ای ازمنقار یک گنجشک .

کل شی‏ء احصیناه فی‏ امام مبین

امام المبین علی ع در تمامی دوران خلافت خویش هرگز بعد از اراده به انجام واجبی در تصمیم خویش تجدید نظر نمیکرد واین نشان از دقت عمل و تحلیل ژرف و قاطعیت به تمام معنا و همچنین تسلط بر علوم فوق بشری حضرت بر امور مختلف داشت. او هرگز پیامبر معظم اسلام رسول الله صل الله علیه وآله را تنها نگذاشت .

هرگز احدی همانند او در خانه خدا متولد نگشت حتی پیغمبران ؛؛ او پاک زائیده شد و پاک ومطهر به شهادت رسید. همواره میگفت

مرگ سرخ شرف دارد بر مرگ در بستر .

وبلاخره نیز آنچنان که خود میخواست به درجه بزرگ شهادت نائل گشت بی تردید و بی هیچ گمان درمیان آمیختگان به مرگ سرخ احدی والامقامتر از او در نزد ایزد منان وجود ندارد.


اشهد انک قداقمت الصلوه واتیت الزکوه وامرت بلمعروف ونهیت عن المنکر حتی اتیک الیقین



قالَ علیه السلام: فى تَقَلُّبِ الاْ حْوالِ عُلِمَ جَواهِرُ الرِّجالِ

فرمود: در تغییر و دگرگونى حالات و حوادث ، فطرت و حقیقت اشخاص شناخته مى شود.

+ نوشته شـــده در دوشنبه 27 بهمن 1393ساعــت8:54 تــوسط amin555 |
قرن 21 افقی بر خط 01

نظم را با ما چه کار؟

ما در امواج اندیشه هایمان سیر می کنیم امواجی که هرگز اجازه برخط شدن را به ما نمیدهند .. طوفانهائی که هرگز مهلت زوم کردن بر مگسک را به احدی نمیدهند!!

و چه مضحک است که دقیق بر خال سیبل می نشیند انچه را که گمان می کردیم به خطا خواهد رفت نشان ما.


گاه بر درمانیم و گاه بر تخت احتضار ... گاه در سامانیم و گاه در حال انفجار..

گاه زندگان را به تمسخر می گیریم و گاه مردگان را به ستایش.................


چه غریب است نظم و انظباط بر افق 0 و 1 و این ................... همان ارزوی دست یافتن ادمی ست در قرن 21

چه نزدیک است 0.1 به 2.1


چه خوشمان اید چه نیاید گاهی؛ بی احساس شدن نعمتی ست بسیار بزرگ.. به ویژه لحظه ای که سنگی شدن روح ؛؛ یک زندگی را نجات بخشد و........... لحظاتی بعد وقتی به درون احساساتمان غرقه شویم به بایدها و نبایدها می اندیشیم ..

دقیقا لابلای امواجهای شنا خواهیم کرد


چه مزحکند کسانیکه گمان می کنند از این خطه برون هستند و همیشه زبان بایدها و نبایدها را برای دیگران ترجمه می کنند..

اینان مزحکترین ادمیانند ..........و فقیرترین انها کسانی هستند که گمان میکنند از هر دو معنای بالا جدا هستند.


...........

.......

...

چشمانم می چرخد و خودنویس کثیفی را اشاره میکنند..

دوباره می نویسد ::::::::

بین امواج خروشان و انظباط 01 باید خط دیگری باشد که از هر دو میان بهره میگیرد اما !!!!!!!! چگونه؟؟

چه کسی می تواند ادعای تسلط بر این خط را بکند که مسیری مستقیم دارد و از هر دو معنا به مقدار کافی برای 1 و در زمانی معین به مقدار 0 و نه بیشتر بهره ببرد....

عجیب است انکه بتواند به مقدار 0 نیز بهره ای مشخص بستاند.


پاسخ به نکوئی مبرهن است::::::::::: هــــــــــــچــــــــــــــــــــــکــــــــــــــــــــــــــــس

مگر ان که برگزیدهً خالق تمامی معناهاست

برگزیده ای که همه انسانهای روی زمین ادعای دوستی او را در مخیله شان پرورش میدهند البته فقط در مخلیه شان نه در اعماق جانشان.. چیزی در حد عشق به تنفس ... اما برای چنین برگزیده ای عشق به تنفس کافی نیست بلکه باید بدون تنفس به او عشق ورزید... در یک کلام باید به تمام و اخلاص از خود گذشت. باید فنای در وجودش شد و جز او احدی را بجز خالقش ندید. باید زبان را گزید و کلمه ای را بدون عمل بر زبان نراند.

باید لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ را قبله گاه خود ساخت.


+ نوشته شـــده در چهارشنبه 16 دی 1394ساعــت8:47 تــوسط amin555 |